كتابهاي طبي يا بهطور ضمني در ساير كتابها بحث شده است؛ از جمله در كتاب آتشبازي ماركوس يوناني.
5 . نظريهها و اعمال كيمياگري. اكنون به مهمترين گروه ميرسيم كه از كليات و روشهاي شيمي بحث ميكند. قبلاً، از ساير رسالهها سخن گفتهام چون مطالب آنها مجردتر و زمينهشان محدودتر است. كميابي و ضعف مطالب آنها نبايد موجب تعجب ما شود، چون نميتوان انتظار داشت اكتشافات شيميايي فراواني ناگهان پديدار گردد. مثلاً در مورد كاربردهاي فني بايد بهخاطر داشته باشيم كه صنعتگران افراد تحصيلكردهاي نبودند. آنان يا بيسواد بودند يا سوادشان در حد خواندن و نوشتن مطالب روزمره بود.
با اين همه، افراد تحصيلكرده از كنجكاوي باز نميماندند. موضوعات شيمي مطرح شده در رسالهٴ
كائناتجو ارسطو و كتاب شفاي ابن سينا، يعني دو كتابي كه براي خوانندگان لاتيني هم مانند خوانندگان عربي در دسترس بود، در مركز توجه آنان قرار داشت. هر فيلسوفي ناچار بود با كيميا رو به رو شود و در برابر آن روشي اتخاذ كند. علماي لاتيني آشكارا با آن درگير بودند و بسياريشان در آن مورد بيطرف ماندند. از يك سو، ترجمههاي لاتيني كتاب ابن سينا و ساير آثار مفصّل عربي را دربارهٴ كيميا خوانده بودند؛ از سوي ديگر، برخي اظهارات كيمياگران افراطي، سخت پرهياهو بود و جز به مذاق افراد حقهباز خوش نميآمد. حقيقت در كجا بود؟ آنان فكر ميكردند در كيمياگري حقايقي همراه با مقدار فرواني دروغ هست، ولي جدا كردن خوب و بد از يكديگر دشوار بود.
بهتر است نحوهٴ تفكر برخي از رهبران را دقيقتر بررسي كنيم. افكار ونسان دوبووه بيشتر از
رسالهٴ كيمياي رازي ترجمهٴ ژرار كرمونايي اخذ شده بود. او به امكان تبديل عناصر اعتقاد داشت، ولي نه بهطور صريح؛ شايد ترديد او تا حدي ناشي از تأثير ابنسينا بود. معلومات كيميايي آلبرت كبير بارزتر و دقيقتر از ونسان دوبووه بود، ولي وضع كلياش تا حدي بدو شباهت داشت. وي اعتقاد خويش به وجود كيميا را با اين مطلب مشخص كرد كه طلاي حاصل از كيميا با طلاي واقعي فرق دارد. يكي از رسالههاي كيمياي منسوب به آلبرت به نام
رسالهٴ كوچك در باب كيميا را شخصي به نام پتروس تيوكتونيكوس (آيا اين تحريفشدهٴ نام خود آلبرت نيست؟)، به يوناني ترجمه كرد. اين رساله جنبهٴ بسيار افراطي دارد، و موٴلف آن هر كه هست اظهار ميكند كه تفاوت ميان فلزات تصادفي است، و بنابراين تبديل آنها به يكديگر ميسر است، آنگاه به توصيف ابزارها و روشها كيمياگري ميپردازد. راجر بيكن عميقاً به كيمياگري توجه داشت، و حتي در اين باره رسالهاي به خدمت كلمنت چهارم فرستاد. وي با نظريهٴ وحدت جوهر عناصر مخالف بود و به تمايز ميان كيمياي خوب و بد اعتقاد داشت.
بايد توجه داشت كه جمعبندي اين عقايد دربارهٴ كيميا به شجاعت خاصي نيازمند است،